![]() |
![]() |
|
| جوکهای ناب و دسته اول و توپ |
|
321-به یارو میگن: بیا این عرقو بخور. یارو میخوره و بعد 10 دقیقه میگردش. بهش میگن: آب بود که خوردی. یارو میگه: دیگه دیر گفتید منو گرفته 322- یارو میره الکتریکی میگه: گلاب به رویتون ، لامپ دارید؟ یارو میگه: آره ولی چرا گلاب به رومون؟ یارو میگه: آخه برای توالت میخوام. 323- یه روز یه یارو میره خونه رفیقش .وقتی میخواد بلند بشه بره رفیقش میگه: حالا که ظهره نهار رو بخور بعد برو. یارو میگه: باشه . نهار رو میخوره بلند میشه که بره رفیقش میگه: آخه با معده پر کجا میری ؟ یه چرت بزن بعد برو. یارو میگه: باشه .یه چرت میزنه بعد بلند میشه که بره رفیقش میگه: بشین یه دست تخته بزنیم بعد برو. میگه: باشه. یه دست تخته میزنه بعد بلند میشه بره رفیقش میگه: الان که شب شده شام رو بخور بعد برو. یارو میگه: باشه. شام رو میخوره بعد بلند میشه بره رفیقش میگه: این موقع شب کجا میخوای بری ؟ بخواب صبح برو. یارو میگه: باشه. میخوابد صبح بلند میشه بره رفیقش میگه: صبحانه چی؟ یارو میگه: نه دیگه مرسی زن و بچه تو ماشین منتظرند. 324- یارو میره جبه بعد از 2 روز برمیگرده. بهش میگن: چی شد اینقدر زود برگشتی؟ یارو میگه: بابا اونجا به قصد جون تفنگ بازی میکنند. 325- یارو میاد خونشون میفهمه بوی گاز میاد به زن و بچش میگه: کسی برق و روشن نکنه یهو جرقه میزنه و خونه منفجر میشه. من خودم کبریت دارم میرم شیر گاز و میبندم. (اینهم برای کسانی که جوک را متوجه نشدند: جمله ای که یارو میگه را ویرایش میکنم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 12:0 توسط مصطفی مصلح تهرانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
"من مصطفی مصلح تهرانی محصل پیش دانشگاهی در رشته ی ادبیات و علوم انسانی متولد و ساکن تهران و منطقه ی 6 (میدان 7 تیر) هستم. تنها عشق من جوک گفتن و جوک شنیدن"
دوستانی که تمایل دارند از آپدیت (به روز رسانی) وبلاگ مطلع بشوند 2 راه وجود داره 1) در خبرنامه عضو بشوید که در صورت آپدیت ایمیلی با مضمون به روز رسانی وبلاگ به صندوق شما اضافه میشه. 2) میتوانید آیدی من در یاهو را به لیست خود اضافه کنید و از طریق یاهو مطلع شوید. Yahoo ID: mo30tafa لطفا وقتی اد میکنید بنویسید برای وبلاگ است. |
| پیوندها |
|
جوکسرا بهترین هاستینگ فقط دهکده مصطفی عشقی و سرگرمیهای توپ جوجه نوک سیاه |
|
RSS
|