![]() |
![]() |
|
| جوکهای ناب و دسته اول و توپ |
|
366- دو نفر تنبل بانک میزنند اولی به اون یکی میگه: خب بیا بشمریم. دومی میگه: حوصله داری فردا رادیو میگه. 367- یارو میره یخ بخرد ، طرف میگه: یخ ها قالبی ۲۰۰۰ تومان است. یارو که پول نداشته میخواست بهونه بیارد یه دست به یخ ها میزنه ، میگه: ببخشید از این یخ ترش را ندارید. 368- به یارو میگن: بابا تو با این هیکلت میتوانی جای 5 نفر کار کنی. یارو میگه: خُب هدف من خیره میخوام اون 5 نفر از نون خوردن نیافتند. 369- به یارو میگن: حالت چطوره؟ یارو میگه: تازه موکتش کردم. 370- تو شهر یارو سیل میاد میرن دور تا دور شهر را سیم خار دار میکشند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 17:34 توسط مصطفی مصلح تهرانی |
|
|
361- یارو زنگ میزنه به فلسطین میگه: اونجا فلسطینه؟ طرف جواب میده: بله ، یارو داد میزنه میگه: پس شما غلط میکنید میگویید که فلسطین اشغاله. 362- یارو میمیرد بچه هاش عکسش را نداشتند از گردن خاکش میکنند. 362- به یارو میگن: یه شعر تبلیغی برای خمیردندان پونه بساز. یارو هم یه ذره فکر میکنه میگه: خمیر دندان پونه چشمها را نمیسوزونه. 364- یارو میره گروگانگیری تفنگ را میگذارد رو شقیقه طرف میگه: اگر تکون بخوری مشت و لگد را حتما میخوری ، پس مواظب باش. 365- یارو میره تو کیوسک تلفن وقتی برمیگرده یه نفر ازش میپرسه سالم بود؟ یارو میگه: آره ولی آفتابه نداره. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 17:50 توسط مصطفی مصلح تهرانی |
|
|
356- به یارو میگن: دو دوتا چند تا میشه؟ یارو میگه: 4 تا بهش میگن: چه جوری حساب کردی؟ یارو میگه: خُب جمعش کردم شد 4 تا! 357- یارو با دوست دخترش تو ماشین بودند میرسند به ایست و بازرسی به دوست دخترش میگه پیاده شو بعد از ایست و بازرسی بگو تجریش من هم سوارت میکنم ، بعد از ایست و بازرسی دختره یادش میره بگه تجریش بعد یارو میاد بهش میگه: ونک یارو هم میگه: نه خانم مسیرم نمیخورد. 358- دو تا خانواده همسایه بودند هر سی ثانیه برق یکی از آنها میرفته ، میرن تحقیق میکنن میبینند از چراغ راهنمایی برق دزدیدند. 359- از دختره می پرسند: نامزدت چه شکلیه ؟ میگه مثل اسب نجیب . مثل سگ وفادار ، مثل طاووس مغرور ، مثل خروس با غیرت ، مثل شیر قوی ، مثل عقاب تیز بین . دوستش میگه کی میریم باغ وحش نامزدت رو ببینیم!؟!؟ 360- یارو میره پرچم فروشی میگه: پرچم ایران دارید؟ طرف میره برایش میاره ، یارو نگاهش میکنه میگه: ببخشید رنگ دیگرش را ندارید؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 21:25 توسط مصطفی مصلح تهرانی |
|
|
351- یارو با خودکار میره حموم ، بهش میگن: چرا با خودکار؟ یارو میگه: هر جا را که شستم علامت میزنم. 352- یارو میره قهوه خانه یک چایی سفارش میده میخوره باز هم سفارش میده میشه 4 تا باز میشه 10 میشه 15 تا دیگه یارو قهوه چی شاکی میشه بابا اینقدر چایی خوردی خسته نشدی؟ یارو میگه: آره خوب شد گفتی برو یه چایی بیار خستگیم در بره. 353- به یارو میگن: از چه کارتونی خوشت میاد؟ یارو میگه: از کارتون خرما! 354- یارو داد میزده این ماشین نوک مدادی برای کیه ؟بهش میگن: بابا این که قرمزه! یارو میگه: مگه نمیشه نوک مداد قرمز باشه. 355- یارو میره کنکور بده یه سکه میبرد می انداخته بالا شانسی سوالها را جواب میداده بعد یه ساعت مسئول اونجا میبینه یارو بد جور عرق کرده و زیر لب فحش میده. بهش میگه: چی شده؟ یارو میگه: سوالها را جواب دادم دارم چک میکنم بیشتر سوالات اشتباه است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 17:52 توسط مصطفی مصلح تهرانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
"من مصطفی مصلح تهرانی محصل پیش دانشگاهی در رشته ی ادبیات و علوم انسانی متولد و ساکن تهران و منطقه ی 6 (میدان 7 تیر) هستم. تنها عشق من جوک گفتن و جوک شنیدن"
دوستانی که تمایل دارند از آپدیت (به روز رسانی) وبلاگ مطلع بشوند 2 راه وجود داره 1) در خبرنامه عضو بشوید که در صورت آپدیت ایمیلی با مضمون به روز رسانی وبلاگ به صندوق شما اضافه میشه. 2) میتوانید آیدی من در یاهو را به لیست خود اضافه کنید و از طریق یاهو مطلع شوید. Yahoo ID: mo30tafa لطفا وقتی اد میکنید بنویسید برای وبلاگ است. |
| پیوندها |
|
جوکسرا بهترین هاستینگ فقط دهکده مصطفی عشقی و سرگرمیهای توپ جوجه نوک سیاه |
|
RSS
|