![]() |
![]() |
|
| جوکهای ناب و دسته اول و توپ |
|
271- روز قیامت بوده به مردها میگن: زن دلیل ها یه متر بیایند جلوتر همشون میایند جز یه نفر بهش میگن تو برای چی نیامدی؟ میگه: تا زنم دستور ندهد از جایم تکان نمیخورم. 272- به ترکه میگن: نظرت در مورده گرون شدن بنزین چیه؟ ترکه میگه: برای ما که فرقی نکرد ، ما که همون 1000 تومان بنزین را میزنیم. 273- ترکه تو خیابان داشته رد میشده یه هزار تومانی میبینه برمیدارد بعد می اندازد زمین میگه: ولمون کن بابا ما از این شانس ها نداریم که پول پیدا کنیم. 273- دو تا ترک به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر میگیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید ! ترکه میگه: مگه خودت نمیخوای بیای. 274- ترکه میاد شیشه عینکش را پاک کنه ، جو میگیردش خانه تکانی میکنه. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 11:18 توسط مصطفی مصلح تهرانی |
|
|
266- تا حیوان (خروس و گوسفند و خر) میخواستند از کشور بروند بهشون میگن: بابا فرار مغزها برای آدمها است شما دیگه برای چی میروید خارج. خروسه میگه: هر دفعه ساعت کشور میکشند عقب و میکشند جلو ، ما نفهمیدیم کی قو قولی قو قو کنیم. میگن: بابا این راست میگه بگذاریم بره. به گوسفنده میگن: تو برای چی میخوای بری؟ گوسفنده میگه: بابا هر مراسمی میشه ، عزا میشه شادی میشه یکی از سفر میاد هر چیزی که میشه ، میایند و این گوسفند ها را میکشند.. به خره میگن: تو برای چی میخوای بری؟ خره میگه: در جامعه ای که به افراد جامعه اهانت بشود جای ما نیست! بهش میگن: چه طور مگه؟ خره میگه: اینجا ترکها را به ما نسبت دادند و آبروی ما را بردند. 267- ترکه میره نانوایی ، شاطر میگه: از این آقا به بعد نون نمیرسه ترکه میگه: آقا بی زحمت یه ذره جمع تر بایستید به ما هم نون برسه. 268- اصفهانیه به پسرش میگه: برو از همسایه 2 تا نون بگیر بیار. پسره میره و بر میگرده و به باباش میگه: بابا همسایه نون نداشت. اصفهانیه میگه: اه اه اینا هم چقدر خسیسند خب برو 2 تا از تو یخچال بردار بیار. 269- ترکه میخواست بخوابد نصف قرص خوابش را میخوره ، وقتی میخوابد یه چشمش باز میمونه. 270- به ترکه میگن: برو سیدی خام بخر ! ترکه میگه: صوتی یا تصویری؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 16:5 توسط مصطفی مصلح تهرانی |
|
|
این هم جوکهای دسته اول لطفا (شما بخونید: حتما) در نظرات حداقل یک ایمیل صحیح وارد کنید.
261- تركه ميره نون بربري ميخره از جلوي نونوايي لواشي رد ميشه ، ميبينه نونها دارن تو دستگاه ميچرخند به یارو ميگه:اقا چقدر میگیری این بربری من هم یه دور سوار شه. 262- تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم. 263- ترکه رفته بود دومیدانی از بغلیش میپرسه: اینا برای چی میدوند؟ یارو میگه: بزای اینکه یک نفر اول بشه! ترکه میگه: خب بقیه برای چی میدوند؟!؟ 264- به ترکه میگن: از مسافرت چی آوردی؟ ترکه میگه: تشریف. 265- 3 ترکه از جلوي سينمای اردبیل رد ميشه اسم فیلم را که میبینه میگه: نگاه کن این شهر یک سینما داشت که اون هم کردن خوابگاه دختران. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 20:13 توسط مصطفی مصلح تهرانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
"من مصطفی مصلح تهرانی محصل پیش دانشگاهی در رشته ی ادبیات و علوم انسانی متولد و ساکن تهران و منطقه ی 6 (میدان 7 تیر) هستم. تنها عشق من جوک گفتن و جوک شنیدن"
دوستانی که تمایل دارند از آپدیت (به روز رسانی) وبلاگ مطلع بشوند 2 راه وجود داره 1) در خبرنامه عضو بشوید که در صورت آپدیت ایمیلی با مضمون به روز رسانی وبلاگ به صندوق شما اضافه میشه. 2) میتوانید آیدی من در یاهو را به لیست خود اضافه کنید و از طریق یاهو مطلع شوید. Yahoo ID: mo30tafa لطفا وقتی اد میکنید بنویسید برای وبلاگ است. |
| پیوندها |
|
جوکسرا بهترین هاستینگ فقط دهکده مصطفی عشقی و سرگرمیهای توپ جوجه نوک سیاه |
|
RSS
|