تبليغاتX
مصطفی عشقی و جوک های توپ
جوکهای ناب و دسته اول و توپ

یواش یواش دارم با این نظر ندادن های شما از جوک نوشتن ناامید میشم.

116-ترکه بدون ماشین میره کارواش. یارو بهش میگه: آقا واسه چی ماشین را نیاوردی؟ ترکه میگه: از خانه تا کارواش نزدیک بود پیاده آمدم.

117-داریوش میاد ایران کنسرت اجرا میکنه بعد از 2-3 تا آهنگ خوندن میگه خُب چی بخونم: ترکه از اون عقب داد میزد میگفت: اِبی بخون ایبی بخون.

118-خروسه پول نداشته بره ازدواج کنه میره گالینا بلانکا میخره.

119-گرگه میره دم خونه شنگول و منگول میگه: منم منم مادرتون شنگول میگه: غلط کردی ما خودمان آیفون تصویری داریم.

120-مارمولک  میره مشهد میشه مشمولک بزرگ که شد میشه مشمول بعد میفرستنش سربازی.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1383ساعت 15:25  توسط مصطفی مصلح تهرانی | 

111-به ترکه میگن: اون چیه که زرده و درازه وموزه؟ ترکه میگه:بادمجون.

112-ترکه میخوره به دیوار میگه ببخشید.

113-قزوینیه سرما میخوره آمپولش را میاد تهران میزنه.

114-ترکه میره غواصی یه کوسه میبینتش بهش میگه: شما ترکی؟ ترکه میگه: از کجا فهمیدی؟

کوسه میگه:اخه اون که بستی به خودت کپسول آتش نشاتیه نه کپسول اکسیژن.

115-ترکه در یخچالش کنده میشه پرده میزنه.

زبونم مو در آورد اینقدر گفتم نظر بدید بابا به پیر به پیغمبر ضرر نمیکنی.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1383ساعت 18:42  توسط مصطفی مصلح تهرانی | 
این هم تلافی این چند وقت که نبودم البت با عرض معذزت و عرض ارادت
 

 

106-ترکه میره جوراب میخره به پاش بزرگ بوده تو ش پنبه میذاره.

107-ترکه با خرش کنار جاده نشسته بود.بهش میگن: چیکار میکنی؟ ترکه میگه: مگر نمیبینی نوشتم که خر فروشی است. میرن یه 3 ساعت دیگه برمیگردن میبینن خره نشسته داره پول میشمرد.

108-ترکه خرش را گم میکنه.همینطور که دنبالش بوده میبینه یه پسره به دوست دخترش میگه: من دنیا را تو چشمهای تو می بینم. ترکه میگه:  بابا دمت گرم ببین این خره من کجاست؟

109-ترکه خیلی زشت بوده . یه یارو بهش میگه اسمت چیه؟ ترکه میگه آدم یارو میگه: خوب شد اسمت آدمه وگر نه کی میفهمید تو آدمی.

110-زنه ترکه میره تو اتاق سونو گرافی.دکتره میاد بیرون یه ترکه میگه: مژدگانی بده شما صاحب یه دختر شدید. ترکه میگه:آقای دکتر خیلی مرسی میشه بپرسی اسمش چیه؟
 
نظر هم بدی بد نیست به کی قسم بخورم که ضرر نمیکنی.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1383ساعت 1:7  توسط مصطفی مصلح تهرانی | 
ببخشيد که توي اين مدت نبودم و فقط به خاطر قطع بودن تلفن خانه و مشکلات مخابرات نتوانستم آپديت کنم. اميدوارم که من را ببخشيد
 

101-ترکه چند بار پرتغال را میزد به دیوار بهش میگن: چرا اینجوری میکنی؟ ترکه میگه: میخوام خونی بشه.

102-ترکه پرتغال پوست میکنده خدا خدا میکرده توش موز باشه.

103-ترکه پرتغال خونی میخوره ایدز میگیره.

104به ترکه میگن:اگر آمریکا به ایران حمله کنه چی کار میکنی؟ ترکه با خونسردی میگه: خُب زنگ میزنم پلیس 110.

105-به ترکه میگن: نظرت درباره ی حمله ی آمریکا به ایران چیه؟ ترکه میگه: اوه اوه کی میخواد جلوی آرنولد را بگیره؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1383ساعت 15:31  توسط مصطفی مصلح تهرانی | 

 ببخشید که تو این مدت نبودم چون درگیره کار تئاتر فجر بودم و تا ۱۰ بهمن هم باز درگیرش هستم.

96-افسره به ترکه گیر میده بهش میگه: گواهینامه و کارت ماشین وکارت بیمه ترکه میگه:چیه باید با باهاشون جمله بسازم.

97-قورباغه اکستازی میخوره به روش پروانه شنا میکنه.

98-ترکه میخواسته غازش را بفروشه یه یارو بهش میگه این خره چنده؟ ترکه میگه آقا این غازه یارو میگه: با تو نبودم با این غازه بودم.

99-به لاک پشته میگن:دروغ بگو. لاک پشت میگه: دویدم و دویدم و...

***100***-ترکه میره دیسکو هر چی پول داشته شباش میده.

به مناسبت صدمین جک هم که شده یه نظر بده

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1383ساعت 13:24  توسط مصطفی مصلح تهرانی | 

 

91-ترکه میره تو استاد یوم با یکی از دوستاش دست میده تو رودربایستی گیر میکنه یا همه تو استاد یوم دست میده.

92-ترکه آشغال میره تو چشماش سره ساعت 9 میشینه دم در.

93-ترکه زنش سبزه سیزده بود سیزده بدر میندازتش تو رود خونه.

94-ترکه 2000 تومان میگیره بره مشروب بخره تو راه پلیس میبینه پول را مچاله میکنه میندازه تو جوب.

95-بسیجی میخواسته بره المپیک بهش میگن شما به چه مقامی فکر میکنی؟ بسیجی میگه من هیچ چیزی جز مقام ((معظم رهبری)) فکر نمیکنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1383ساعت 14:39  توسط مصطفی مصلح تهرانی | 

 

86-ترکه نوار مغزی میگیره نیم ساعت اوٌلش خالی بوده.

87-ترکه پیتزا میخوره معده اش تعجب میکنه.

88-به ترکه میگن: معجزه کن ترکه میگه بعد از یه 10 دقیقه مِن مِن کردن میگه ((((ق)))).

89-ترکه میره بهشت زهرا  زیره پای مادران له میشه.

90-ترکه میره کتابفروشی میگه: آقا شما کتاب مشاهیر و دانشمندان و علمای ترک را دارین؟ یارو کتابفروشه میگه: میگه نه آقا ما کتاب تخیّلی نمیفروشیم.

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن 1383ساعت 21:59  توسط مصطفی مصلح تهرانی | 

 

81-معتاده میخواسته ترک کنه میفرستندش تو یه اتاق گرد (دایره ای شکل) بعد بهش میگند: این مواد را بگیر برو یه گوشه تزریق کن. (برای کسانی که دوزاریشان نیفتاد : اتاقه گرد (دایره ای شکل) گوشه نداره)

82-ترکه بچه اش  فردای روز عید فطر به دنیا میاد اسمش را میذاره : پس فطرت

83--ترکه شب بلال میخوره تا صبح اذان میگه.

84-ترکه با پسرش گرگم به هوا بازی میکنه جو میگردش بچه اش را میخوره.

85-بسیجی عاشق میشه نوار خالی گوش میده.

 عید سعید قربان بر همگان مبارک باد

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1383ساعت 20:13  توسط مصطفی مصلح تهرانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
"من مصطفی مصلح تهرانی محصل پیش دانشگاهی در رشته ی ادبیات و علوم انسانی متولد و ساکن تهران و منطقه ی 6 (میدان 7 تیر) هستم. تنها عشق من جوک گفتن و جوک شنیدن"


دوستانی که تمایل دارند از آپدیت (به روز رسانی) وبلاگ مطلع بشوند 2 راه وجود داره

1) در خبرنامه عضو بشوید که در صورت آپدیت ایمیلی با مضمون به روز رسانی وبلاگ به صندوق شما اضافه میشه.
2) میتوانید آیدی من در یاهو را به لیست خود اضافه کنید و از طریق یاهو مطلع شوید.
Yahoo ID: mo30tafa
لطفا وقتی اد میکنید بنویسید برای وبلاگ است.

نوشته های پیشین
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
پیوندها
جوکسرا
بهترین هاستینگ فقط دهکده
مصطفی عشقی و سرگرمیهای توپ
جوجه نوک سیاه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar