تبليغاتX
مصطفی عشقی و جوک های توپ
جوکهای ناب و دسته اول و توپ

 

76-ترکه تو اتوبوس بند کفشش باز میشه به بغلیش میگه: آقا بی زحمت این میله را نگه دار من بند کفشم را ببندم.

77-ترکه میره راهپیمایی میبینه شلوغه برمیگرده.

78-ترکه تلویزیونش پرش داشته تو سریال امام علی(ع) , تمام بدن و صورت امام علی(ع) را میبینه.

79-ترکه کفترش گم میشه تو روز نامه آگهی میده: بیه بیه بیاه

80-یک کرده را میخواستند شکنجه بدند شلوار استرچ پاش میکنن

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1383ساعت 22:7  توسط مصطفی مصلح تهرانی | 
من از امروز ۵تا ۵تا جوک مینویسم که جوک کم نیارم ولی زود به زود آپدیت میکنم. نظر هم یادتان نرود.

 

71-ترکه خودش را دار میزنه به علت ضربه مغزی میمیره میرن تحقیق میکنن میبینن با کش خودشو دار زده.

72-ترکه زنگ میزنه خونه دوست دخترش باباش گوشی را برمیداره ترکه هول میشه میگه: ببخشید میدان انقلاب از کدوم طرف میرن؟

73- ترکه دفعه دوم زنگ میزنه خونه دوست دخترش بازم باباش گوشی را برمیداره ترکه هول میشه میگه: ساعت 12:48

74- ترکه دفعه سوم هم که زنگ میزنه خونه دوست دخترش باز باباش گوشی را برمیداره ترکه هول میشه میگه:ببخشید توپمون اُفتاده بود.

75-بالا خره جور میشه با دختره میره بیرون. دو تایی میرن پارک یهو بابای دختره میاد دختره میگه چیکار کنم بابام اومد؟ ترکه میگه: مهم نیست بگو من داداشتم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1383ساعت 17:21  توسط مصطفی مصلح تهرانی | 

 

 

61-معتاده تلفن پیغام گیر داشته پیغام تلفنش این بوده: هَشتم ولی خَشتم.

62-بسیجیه تلفن پیغام گیر داشته پیغام تلفنش این بوده: بعد از شنیدن سوره ی بقره پیغام خود را بگذارید.

63-به ترکه میگن 2x2 (دو دوتا) ترکه میگه 5 تا. یارو میگه نه بابا میشه 4 تا. ترکه میگه آخه من از یه راه دیگه رفتم. (از یه راه حله دیگه استفاده کردم)

64-ترکه میخوره زمین برای اینکه ضایع نشه تا خونه سینه خیز میره.

65-ترکه پسرش میره زیره ماشین میزنه با سنگ درش میاره.

66-ترکه میخواسته زیر دریایی آمریکاییها را تو خلیج فارس غرق کنه . میره در میزنه فرار میکنه.

67-چمران شهید میشه ترکه میره به خانوادهس خبر بده میره زنگ خونشو میزنه میگه منزل شهید چمران.

68-اوا خواهره میخوره زمین میگه ولم کن جاذبه.

69-ترکه زنگ میزنه خونه دوستش میگه: من لهجه دارم؟ رفیقس هم میگه: آره . ترکه میگه: خُب قطع کن دوباره زنگ میزنم.

70-ترکه از ساختمون میاُفته پایین مردم همه دورش جمع میشن میگن چی شده؟ ترکه میگه: والا من  نمیدانم همین الان رسیدم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1383ساعت 17:20  توسط مصطفی مصلح تهرانی | 

 

51-به ترکه میگن: خیلی آقایی. ترکه میگه ما بیشتر.

52-به ترکه میگن: چرا ترک شدی؟ ترکه میگه منو تو بیمارستان عوضم کردند.

53-ترکه یه سکه قدیمی پیدا میکنه روش نوشته شده بود: 120 سال قبل از میلاد مسیح (برای آنهایی که دو زاریشان آنتن نداد   : مگه اون موقع میدونستند که 120 سال دیگه حضرت مسیح به دنیا میاد. اُفتاد الان)

54-ترکه میخواسته به فلسطینیها کمک کنه براشون 2 تا گونی سنگ میفرسته.

55-ترکه میره تو اتوبوس از یه دختره خوشش میائ پیاده میشه شماره اُتوبوس را برمیداره.

56-ترکه میاد تهران یه دختر خوشگل میبینه بهش میگه این دوست دختر که میگن شما هستید؟

57-ترکه زنگ میزنه 118 میگه: شماره غضنفر را دارین؟ یارو میگه: نه ترکه میگه: پس من میگم شما یادداشت کن.

58-از ترکه میپرسن شما همتون انقدر ساده اید؟ ترکه میگه نه نوعه راه راهمون تو آفریقاست. (گوره خر)

59-ترکه تو مانور جنگ شرکت میکنه اسیر میشه.

60-ترکه بچش نمیخوابهیده بهش ژل میزنه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم دی 1383ساعت 13:8  توسط مصطفی مصلح تهرانی | 

41-ترکه با لباس تایتانیک میره دریا غرق میشه.

42-ترکه با خدا قهر میکنه.میره نماز بخونه میگه 4 رکعت نماز میخونم به هیچکس  هم ربطی نداره.

43-ترکه میخواسته گردو بشکنه گردو را میذاره زیره پاش بعد با آجر میزنه تو سرش.

44-ترکه چند بار زنگ کلیسا را میزده و در میرفته اخر یارو شاکی میشه میشینه پشت در تا در را باز کرد مچش را بگیرد. ترکه میاد زنگ میزنه یارو هم سریع در را وا میکنه میگه: بفرمایی ترکه هول میکنه میگه: ببخشید حضرت عیسی خونه هستند.

45-ترکه میره ساندویجی میگه: آقا بندری داری؟ یارو هم میگه: آره ترکه میگه دمت گرم بذار پخش کنه یه حالی ببریم.

46-ترکه میره ماهه عسل یادش میره زنش را ببره.

47-ترکه زنگ میزنه 110 مسوو لیت زلزله ی بم را بر عهده میگیره.

48-ترکه به یه یارو میگه آقا قبله از کدوم وره یارو میگه از این ور ترکه هم میگه:خیلی باید برم.

49-تمساحه میره گدایی میگه:به من مار مو لک کمک کنید .

50-ترکه یه بسته هزاری میشمره 250 تومان کم میاره.

 

آقا تا اینجا ۵۰  تا جوک نوشتم به پاس زحمات من هم که شده یه نظر بده

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم دی 1383ساعت 1:35  توسط مصطفی مصلح تهرانی | 
من در جواب اين نظر اين متن را مينويسم

 سه شنبه 22 دي1383 ساعت: 23:54 توسط:esse ببينم ممکنه بگي که بي احترامي یعني چه؟؟ بهتر نيست از جملاتي و جوکهائي استفاده کني که به کسي بي احترامي نشه؟؟ ایمیل:mahlad22@yahoo.com وب سایت:http://www.1000bazzar.com

اولا من به کس خاصي توهين نميکنم دوما من اصلا تو وبلاگ از اين کلمه (بي احترامي) استفاده نکردم سوما من يه توضيح در مورده جوکهايي که تحت عنوان يه ترکه هستند بگم: در دوران ساماني پادشاهان و درباريان غلاماني داشتند که از نواحي آسياي ميانه آمده بودند که به ترکها معروف بودند و بسيار آدمهاي احمقي بودند و دوستان اين قوم را به عنوان هم وطنيهاي عزيزمان اردبيليها و تبريزيها برداشت نکنند.

در قديم هم چند قوم به عنوانهايي معروف بودند ولي اقوام اين قومها ناراحت نشوند.

 تهران= لات  اصفهان و يزد =خسيس بودن  شيرازي=لهجه

 البته من به چند مورد اشاره کردم و اين عنوانها در قديم استفاده ميشده و الان هيچ کدام در هيچ جايي صدق نمي کند. و من هم اصلا قصد توهين و جسارت به هموطنيهايم را ندارم. لطفا ديگر در اين مورد ديگر نظر نديد. ممنون و متشکر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1383ساعت 1:12  توسط مصطفی مصلح تهرانی | 
با سلام اینم قسمته چهارم ۳۱-۴۰

31-ترکه مهم بوده زیرش خط میکشن تو امتحان میاد.

32-ترکه میمیره روحش لای پنکه سقفی گیر میکنه.

33-ترکه به یه پسره کیگه آقا پسر شما همون پسره قصاب سر کوچه ی گلکار که ماشین پیکان ساله 77 به شماره پلاکه 891ع61  داره خونشون هم تو کوچه ی بهرام هست نیستی؟ پسره میگه آره  ترکه میگه اِ ببخشید اِشتباه گرفتم.

34-ترکه لات میشه عطسه میکنه یه یارو بهش میگه:عافیت باشه ترکه میگه یه دغعه دیگه زرتو پورت کنی میزنم دک و پوزتو میارم پایین.(این جوک نیاز به فکر و درک عمیق جوک داره)

35-ترکه با لا پشتمبومشو آسفالت میکنه آسفالت زیاد میاره سرعت گیر درست میکنه.

36-موشه میره داروخانه میگه: مرگه  من داری؟

37-ترکه خبر داغ میشنوه گوشش تاول میزنه.

38-ترکه عینکش را میچرخونه میزننه به چشمش سرش گیج میره

39-ترکه میخوره زمین کمونه میکنه. میره کلانتری رضایت نمیده.

40-ترکه میره دریا مایوش سوراخ میشه غرق میشه.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1383ساعت 0:37  توسط مصطفی مصلح تهرانی | 
با سلام اینم قسمت سوم ۲۱-۳۰

 

21-ترکه از طبقه صدم یه ساختمون میافته پایین به طبقه پنجاهم که میرسه مگه خُب تا اینجاش که به خیر گذشت.

22-ترکه یه تیکه یخ گرفته دستش تو آفتاب داشت متفکرانه نگاش میکرد بهش میگند چیکار میکنی؟ ترکه میگه:من هنوز نفهمیدم این یخه کجاش سوراخه که ازش آب میچکه!

23-ترکه باباش تو مستراح میمیره. ترکه هر بار میرفته توالت  میشسته گریه میکرده بهش میگند آخه یعنی چی هر دفعه میری توالت نیشینی گریه میکنی؟ ترکه میگه آخه بوی بابام را میده.

24-ترکه خودکارش تمام میشه ترکه تحصیل میکنه.

25-به ترکه میگن 17 شهریور چه روزیه؟ ترکه بعد از یه 5 دقیقه می گه فکر کنم 10 مهر باشه.

26-ترکه 2 تا بلوکه سیمانی را میگذاشته رو کولش میبرده سر ساختمون مهندسه بهش میگه خُب چرا با فرغون نمیبری؟ ترکه میگه: آخه اوندفعه با فرغون بردم اون چرخش پشتم را اذیٌت میکرد.

27-به ترکه میگن از زندگی چی فهمیدی ترکه میگخ: والا باربری و بربری.

28-اصفهانیه موز میخوره معدش تعجٌب میکنه.

29-ترکه عقب قب راه می رفته  بهش میگند واسه چی اینجوری میکنی؟ ترکه میگه بچٌه ها میگند از عقب شبیهه آلن دولن میشی.

30-ترکه میرسه ، میخورنش

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1383ساعت 0:24  توسط مصطفی مصلح تهرانی | 
با سلام اینم جوکهای سریه دوم ۱۱-۲۰

 

11-ترکه یه روباه مرده میبینه به خودش میگه خوب شد مرده وگرنه منو خر میکرد(گولم میزد)

12-ترکه میره تزریقات. مسوول تزریفات میگه چپ بزنم یا راست؟ ترکه هم قاطی میکنه میگه : آقا این باسنه منو سیاسی نکن همون وسط بزن بریم!

13-ترکه میره مکّه و برمیگرده. بهش میگند چطور بود؟ ترکه میگه والا خدا نبود همه دم در وایساده بودیم.

14-ترکه زنش 4 قلو میزاد وقتی میره حسابداری میگه آقا ارزون حساب کن همه را با هم ببریم.

15-یه 1000 پا از رو دیوار میافته میگه آخ پام , پام , پام , پام , ...

16-ترکه مجریه مسابقه 20 سوالی میشه. یارو ازش میپرسه: تو جیب جا میشه ؟  ترکه میگه آره ولی اگه تو جیبت بریزی جیبت ماستی میشه.

17-تذکه میخواسته بره شکار خرگوش. بهش میگند چجوری میخوای خر گوش بگیری؟  ترکه میگه کاری نداره صدای هویج در میارم.

18-ترکه با زنش دعاش میشه بعد با هم حرف نمیزدند. زنه ترکه یه یادداشت میذتره واسه شوهرش که من را ساعت 6 صبح بیدار کن. زنه صبح که پا میشه میبینه ساعت دهه  بعد میبینه یه یاد اشت رو میزه نوشته زنیکه خر ساعت شیشه پاشو دیگه.

19-به ترکه میگن جوابه سوال مسابقه 20 سوالیت خیاره فقط سریع نگو که تابلو شه.

به مجریه میگه: تو جیب جا میشه؟ مچریه میگه: نه ترکه میگه عجب خیار گنده ای است.

20- به ترکه میگن جوابه سوال مسابقه 20 سوالیت برجه ایفله فقط سریع نگو که تابلو شه.  به مجریه میگه: تو جیب جا میشه؟ مچریه میگه: نه ترکه میگه: خُب تابلو شد دیگه برجه ایفله.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1383ساعت 0:20  توسط مصطفی مصلح تهرانی | 
با سلام ببخشید که یکم دیر شدو اینکه من در هر پست ۱۰ جوک مینویسم.

1-     ترکه کولر گازی ميخره فرداش ميسوزه سره زن و بچّش داد ميزنه ميگه: مگه من نگفتم 4 نفری جلويه کولر نشينيد.

2-  ترکه ميره تو جوبه لجن ميشينه. بهش ميگند واسه چی رفتی اونجا؟

 ترکه ميگه بزاريد تو خودم باشم.

3- ترکه ميره توالت بعد از يه چند دقيقه که ميبينه دستشوييش نمياد يهو آرق ميزنه ميگه نکنه سرته نشستم.

4- ترکه زنش را ميکشه ميره مرحله بعد.

5-بعد میاد خونه میبینه زنش خونست میفهمه که SAVE (سیو=ذخیره) نکرده بوده

6-بعد میاد خودکشی کنه خودش را از برج میندازه پایین Game Over(گیم اُ ور=باختن بازی) میشه  بعد بازی را رستارت میکنه زنده میشه

7-معتاده پای منقل بوده یه توپ میافته وسط بساط و همه چی را به هم میزنه همین که داشته بساط را درست میکرده یه نفر زنگ خونش را میزنه میره در را باز کنه یه پسره 5-6 ساله میگه توپم!  (توپ را بدید) معتاده میگه خُب منم توپم نمیام بساط به هم بزنم که .

8-ترکه میمیره روحش لا پنکه سقفی گیر میکنه!

9-ترکه میره توالت و برمیگرده میبینند دهنش خونیه. بهش میگند چی کار کردی؟

ترکه میگه: بابا لامصب مسواکش بزرگ بود. (برای اون دسته از عزیزانی که نفهمیدند: از برس شستشوی کاسه توالت استفاده کرده بود.)

10-از ترکه میپرسند: پیامبر کِی به رسالت رسید؟ ترکه میگه:به خدا من نفهمیدم من سید خندان پیاده شدم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1383ساعت 23:35  توسط مصطفی مصلح تهرانی | 
با سلام و عرض ادب

من صطفی مصلح تهرانی هستم ۱۷ ساله از تهران در رشته ی علوم انسانی و در مدرسه ی حُر در حال تحصیل هستم.

من هدفم از ساخت این وبلاگ شاد کردن شما حتی برای چند لحظه میباشد. یعنی من با نوشتن تعداد بسیاری جوک از جاهای مختلف اعم از سایتهای دیگه, دوست و آشنا, خودم ,روزنامه مجله و... میخواهم شما را بخندانم.

من جوکها را گلچین کرده و بعد اینجا مینویسم و اگر دوستانی مایل هستند که هم به من کمک کنند و هم جوکهایشان به نام خودشان ثبت شود به من ایمیل بزنند و این را بگم که من حق انتخاب و گلچین کردن جوکها را هم دارم و دوستان از گلچین کردن جوکهای من ناراحت نشوند. در ایمیل نام . نام خانوادگی و شهر و کشور خود را نیز قید و تا آنجا که ممکن است جو کها را فارسی بنویسند .

من اگر اینجا خواستم جوکی بی تربیتی بنویسم آنرا علامت گذاری میکنم.

کسی که برای خواندن جوک به اینجا می آید نباید از جوکهای من که بعضی در مورده قومی خاص است ناراحت شود.

در ضمن نظراتتان را نیز یادتان نرود بنویسید.

ممنون و متشکر (مصطفی عشقی عاشق و آرزومند آرزوهای شما)

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1383ساعت 13:50  توسط مصطفی مصلح تهرانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
"من مصطفی مصلح تهرانی محصل پیش دانشگاهی در رشته ی ادبیات و علوم انسانی متولد و ساکن تهران و منطقه ی 6 (میدان 7 تیر) هستم. تنها عشق من جوک گفتن و جوک شنیدن"


دوستانی که تمایل دارند از آپدیت (به روز رسانی) وبلاگ مطلع بشوند 2 راه وجود داره

1) در خبرنامه عضو بشوید که در صورت آپدیت ایمیلی با مضمون به روز رسانی وبلاگ به صندوق شما اضافه میشه.
2) میتوانید آیدی من در یاهو را به لیست خود اضافه کنید و از طریق یاهو مطلع شوید.
Yahoo ID: mo30tafa
لطفا وقتی اد میکنید بنویسید برای وبلاگ است.

نوشته های پیشین
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
پیوندها
جوکسرا
بهترین هاستینگ فقط دهکده
مصطفی عشقی و سرگرمیهای توپ
جوجه نوک سیاه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar